گاهى چقدر سخته دنبال آدمى باشى که راز دلت و حرفات و بش بگى و گريه کنى تا خالى خالى شى يکى که پدر مادرت نمى خواى باشن آخه نمى خواى غصشون بدى کسى که نصيحت نکنه يکى که خيلى درکت کنه کسى که خيلى براش مهم باشى و اينکه آرومت کنه بزرگترين دغدغش باشه دوستام هيچکدوم گزينه مناسبى نيستن يکى از پسراى يونى هست که مثل برادر نداشتم دوسش دارم هميشه حواسش بم هست تو درس بوده بعد اون قضايا بوده اما يه وقتاييم نبوده...ديشب يه سوال ازش پرسيدم درست جواب نداد امروز تو يونى دليل اون سوال و پرسيد نمى دونم يه چيزى ته دلم مى گفت رو همون نيمکتاى نحس که ديگه دوست ندارى روشون بشينى چون بوى دروغ ميدن بشين و براش حرف بزن و زار بزن اما باز به خودم گفتم ولش کن تو دلت نگه دار از کجا معلوم بعدش تو دلش بهت نخنده و بعدم بره تو خوابگاه با بچه ها حرفات و نگه؟ چقدر بده که به همه بى اعتماد شى و فکر کنى همه مى خوان آزارت بدن... نمى دونم چرا تو اين مواقع حس مى کنم يه مرد بايد حرفام و بشنوه اما هيچکس نيست اونايى که ادعاى مردونگى مى کردن همه نامرد بودن خدا خستم چند روزه بغض بدى دارم هرکارى کردم رفع نشد بايد با يکى رو در رو حرف بزنم خيلى زود کاش اون آدم پيدا شه... دو راهی زندگی......
ما را در سایت دو راهی زندگی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 4:59